خجالت را به فردا بسپار کن (بی گِی تو فردا)
Be Gay Tomorrow
هانا، مادری مجرد و داغدار، با سه فرزند کارشکسته، قصد دارد خانوادهٔ پدریاش را برای مراسم شکرگزاری مهمان کند، اما بچههایش به ویژه پسر بزرگش، آلن، همواره مزاحم میشوند تا بتواند از والدینش از خود ابراز گرایی کند و به آنها بگوید که به چه چیزهایی علاقه دارد.