فرزند گرگ
Wolf Child
در روستای ترسناک پرتغال، افسانهٔ فرزند گرگ وجود دارد. آرزویی و تولد در شب ماه کامل آغاز میشود هنگامی که دختری روستایی برای داشتن فرزندی از موجودی جنگل آرزویی میکند. اما موجود جنگل نفرینش میکند و وقتی به بزرگسالی میرسد، فرزند با دندان و خون به روستا میآورد. سالها میگذرد، فرزند به مردی تبدیل میشود و با قبیلهآزار و عاقبت با دوستی با جادوگری جوان رنج میبرد. پسر باید دریابد که کیست یا چیست. با هم گرگ و جادوگر سعی میکنند نفرین را بشکنند و جایگاه خود را در جهان بیابند. ۱۶ سال پس از «چیز خراب»، فدریکو سِرّا به افسانهها و سنتهای عمیق پرتغال بازمیگردد