خط داستانی
در مواجهه با واقعیت تلخی که پدرش با زنی دیگر رابطه دارد، کودک هفت ساله کِلب با احساس تعلق خود دست و پنجه نرم میکند و به جهان جادویی ترسناکی راه میبرد. شکافهای رابطهٔ والدین، مصرف مواد و ناتوانی در ارتباط، کلب را بیشتر به دام تخیلاتش میکشاند. تا زمانی که با ای دی، مردی نابینا با حس شوخطبعی و دانشی درونی، ملاقات میکند، کلب شروع به گشودن در به روی پتانسیل درونی خود برای جادو میکند که در نهایت به تحقق غیرممکن منجر میشود.