خط داستانی
سریعدست، دزدیِ خیابانی با زندگی دشوار، به طور تصادفی مأموریت بزرگی به دست میآورد که آن را «تغییردهنده بازی» میبیند؛ فرصتی برای از فقر به ثروت رسیدن. او داوطلب میشود تا خرگوش را برای رئیس بزرگش، پادشاه اژدها، که نیازمند پیوند کبد است، به دام بیندازد. اما سرنوشت طوری رقم میخورد که او درمییابد خرگوش در واقع دوست دوران کودکیاش از پرورشگاه است و خواهر تورتوی به خرگوش بدهی فراوانی دارد. بین دوستی و «زندگی بهتر»، تورتوی با انتخابی جان-سخت روبهرو میشود.