چهار قرار نخست
4 First Dates
زارا از عروسیها متنفر است—خصوصاً وقتی اقوام خواهرزادهٔ پرتوانش اصرار دارد او هم باید همراهی برای عروسی بیابد. او با ترس از رویداد، بهترین دوست خود جیمی را به کمک میطلبد تا همدم مناسبی بیابد. اما هر دیدار ناامن و آزاردهنده تنها ناامیدی او را عمیقتر میکند و او را وادار میکند تا به آنچه واقعاً به دنبال آن است فکر کند. با نزدیک شدن روز بزرگ، زارا به این نتیجه میرسد که شریک ایدهآل ممکن است فردی غریبه نباشد بلکه کسی باشد که از ابتدا با او بوده است.