خط داستانی
مادیسون، مادری تنها، دو هفته قبل از کریسمس خود را در حالی مییابد که پساندازش تمام شده، پس از آنکه سازمان مالیات حساب بانکی او را مسدود کرد، همسر سابقش کمکی نکرد و رئیسش او را اخراج کرد. برای پرداخت قبضها و خرید هدیه برای فرزندان نوجوانش، مادیسون به دنیای پرطرفدار «اقتصاد موقت» پا میگذارد. در همین زمان است که با الک داربی، بازیکن سابق آزاردهنده و کنارگذاشتهشده فوتبال آشنا میشود و توسط او استخدام میگردد؛ کسی که او نیز در آستانه ورشکستگی است اما آن را پنهان میکند. این دوغریبالخلقه بارها با هم درگیر میشوند، اما در نهایت دوستی را پایهریزی میکنند. و در کمال تعجب، هر دو چیزهای زیادی درباره خود میآموزند و به یکدیگر یاد میدهند که چگونه انسانهای بهتری باشند.