قلب طلایی
Corazón de oro
لوز، صاحب کیترینگ تاکو، توسط آنتونیو به او پیشنهاد شغلی و مکانی برای زندگی در ملک آرنگو-نوا داده میشود که حقیقت گذشته اخراجش را فاش میکند. دخترش کاتالینا از سبک زندگی وسوسه میشود و با این باور که لوز از وصیت آنتونیو حذف خواهد شد، او را به قتل میرساند. لوز برای حفظ کاتالینا مسئول قتل را میپذیرد، اما بعدها تبرئه میشود و مصمم به مبارزه برای حقوقش است.